{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

____[The Forbidden Crossing]____

تـقـاطـع مـمـنـوعـه⁷⁵

+خرید؟
-اوهوممم
+باشه بریخم
-واقعا؟
چه زود قبول کردی
+بدو تا نظرم عوض نشده

و سریع سمت اتاقم پاتند کردم و درو پشت سرم بستم
جلوی میز آرایشی نشستم و یه آرایش ساده کردم
و بعد یه لباس انتخاب کردم و پوشیدم
عطر خوشبوم رو زدم و از اتاق بیرون زدم
و دیدم همونطور کوک جلوی در خروجی منتظرم وایساده بود
سریع سمتش پاتند کردم
-بریم؟
+بریم

و بعدم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم
توی ماشین سکوتی حاکم بود
ولی اصلا اذیت کننده نبود
-آهنگ بذارمم؟
+آره بذار

ضبط رو به گوشیم وصل کردم و آهنگ مورد علاقم رو پلی کردم
+از آهنگ‌های روسی خوشت میاد؟(آهنگ روسی پخش کرده)
-عاشققشونممم

تک خنده‌ای کرد و گفت:
+مامانم هم آهنگ‌های روسی رو خیلی دوست داشت

با غرور گفتم:
-معلومه مامانت بر عکس خودت خیلی خانم خوش‌سلیقه‌ای بوده

نگاهشو بهم انداخت و گفت:
+حتما(خنده)

بعد از کلی دلقک بازی به مرکز خرید رسیدیم
...




#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
دیدگاه ها (۳۵)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط